میعادگاه
الَّذينَ بَذَلُوا مُهَجَهُمْ دُونَ الْحُسَيْنِ عَلَيْهِ السَّلامُ

http://www.eforosh.com/pics/42181_1258580129.jpg

زنانی که در کربلا حضور داشتند
زنانی که از خیام حسینی به طرف دشمن بیرون آمدند و جنگیدند
 

پیرامون زنان در حادثه کربلا در دو محور سخن میتوان گفت: یکى آن که آنان چند نفر و چه کسانى بودند، دیگر آن که چه نقشى داشتند.
   
زنانى که در کربلا حضور داشتند،
برخى از اولاد على(ع) بودند و برخى جز آنان، چه از بنى هاشم یا دیگران. زینب، ام کلثوم، فاطمه، صفیه، رقیه و ام هانى، از اولاد(ع) بودند، فاطمه و سکینه، دختران سید الشهدا (ع) بودند، رباب، عاتکه، مادر محسن بن حسن، دختر مسلم بن عقیل، فضه نوبیه، کنیز خاص امام حسین(ع) و مادر وهب بن عبد الله نیز از زنان حاضر
در کربلا بودند (1)

 

    پنج زن که از خیام حسینى به طرف دشمن بیرون آمدند، عبارت بودند از: کنیز مسلم بن عوسجه، ام وهب زن عبد الله کلبى، مادر عبد الله کلبى، مادر عمر بن جناده، زینب کبرى(س). زنى که در عاشورا شهید شد، مادر وهب بود، بانوى نمیریه قاسطیه، زن عبد الله بن عمیر کلبى که بر بالین شوهر آمد و از خدا آرزوى شهادت کرد و همان جا با عمود غلام شمر(ل) که بر سرش فرود آورد، کشته شد.
    در عاشورا دو زن از فرط عصبیت و احساس، به حمایت از امام برخاستند و جنگیدند:
یکى مادر عبد الله بن عمر که پس از شهادت فرزند، با عمود خیمه به طرف دشمن روى کرد و امام او را برگرداند. دیگرى مادر عمرو بن جناده که پس از شهادت پسرش، سر او را گرفت و مردى را به وسیله آن کشت، سپس شمشیرى گرفت و با رجزخوانى به میدان رفت، که امام حسین(ع) او را به خیمه ‏ها برگرداند(2)
دختر عمر (همسر زهیر بن قین) نیز در راه کربلا به اتفاق شوهرش به کاروان حسینى پیوست. زهیر بیشتر تحت تأثیر سخنان همسرش حسینى شد و به امام پیوست .رباب، دختر امرء القیس کلبى، همسر امام حسین(ع) نیز در کربلا حضور داشت، مادر سکینه و عبد الله.
زنى از قبیله بکر بن وائل نیز حضور داشت، که ابتدا با شوهرش در سپاه ابن سعد بود، ولى هنگام حمله سپاهیان کوفه به خیمه‏ هاى اهل بیت، شمشیرى برداشت و رو به خیمه ‏ها آمد و آل بکر بن وائل را به یارى طلبید.
    زینب کبرى و امّ کلثوم (س)، دختران امیر المؤمنین(ع)، همچنین فاطمه دختر امام حسین (ع) نیز جزو اسیران بودند و در کوفه و... سخنرانی هاى افشاگرانه داشتند. مجموعه این بانوان، همراه کودکان خردسال، کاروان اسراى اهل بیت را تشکیل مى‏ دادند که پس از شهادت امام و حمله سپاه کوفه به خیمه ‏ها، ابتدا در صحرا متفرق شدند، سپس به صورت گروهى و اسیر به کوفه و از آنجا به شام
فرستاده شدند









نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 16 آذر 1390  توسط علیرضا مزروعی

http://pix2pix.org/my_unzip/1200512051n00069162-r-b-000.jpg

اشاره :

موضوع زيارت قبور مطهر و مقدّس معصومين(ع) توسل به آن‌ها و سوگواری در ايّام شهادت‌شان، به ويژه در مورد حضرت مقدّس سيدالشهدا(ع)، از موضوعاتی است كه در فرهنگ اسلامی، جايگاه رفيعی دارد. از ناحيه ذات اقدس الهي در احاديث قدسی و نيز از سوی چهارده معصوم(ع) سفارش زيادی به عزاداری سيدالشهدا(ع) شده است، كه اين مطلب حاكی از نقش عظيم اين امر در احيای دين و زنده نگه داشتن آن است. به عبارت ديگر می توان چنين مجالسی را از مهم‌ترين وسايل صيانت از كيان دين و جامعه اسلامی و نيز بسط روح دين و دينداری دانست. متأسفانه عزاداری‌ها با همه اهميت و جايگاه مهمی كه در فرهنگ اسلامی دارند، در طول زمان دچار آفات، خطرات و انحرافاتی شده است كه نقش اين وسيله مهم را تا حدودی كم‌ رنگ كرده است.در اين مطلب، نويسنده می‌كوشد تا بعضی از شرايط ظاهری و باطنی عزاداری يك منتظر را ارائه نمايد. باشد كه مورد استفاده قرار گيرد.



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 16 آذر 1390  توسط علیرضا مزروعی

عزاداری

عرب قبل از اسلام

آن چه از روحیه ی عرب قبل از اسلام برمی آید، پیروی از تعصبات قبیله ای، تفاخر جاهلی و مسائلی از این قبیل است كه طبعا منجر به جنگ ها و كشمكش های طولانی بر سر این موارد شده و خسارت هایی همواره به طرفین وارد شده است.

هنگامی كه قوم و قبیله ای شكست می خورد، جلوه هایی از عزا و ناراحتی بر ایشان به ظهور می رسید از جمله آن كه رخت و لباس های رنگی را از تن بیرون كرده و لباس های تیره می پوشیدند.

گاهی تا گرفتن انتقام ، از زن و زناشویی كناره می گرفتند و جالب است بدانیم كه گاهی برای زنده نگاه داشتن روحیه انتقام ، از گریه خودداری می كردند تا مبادا سكنی و آرامش پیدا كنند. این روحیه ، حتی به اوایل دعوت اسلام و سپس تشكیل حاكمیت اسلامی در مدینه نیز مربوط می شود . مسلمانان در اولین برخورد مسلحانه و طی نبردی كاملا نابرابر و با امدادهای الهی توانستند ، در جنگ موسوم به بدر مشركین را شكست دهند . این شكست برای مشركین چنان گران تمام شد كه به دستور ابوسفیان و زن جنایت پیشه وی، یعنی هند جگرخوار، هرگونه گریه سر دادن ممنوع شده و مشركان، تا شكست دادن مسلمانان ، زن و بوی خوش را بر خود حرام كردند. 1




ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 16 آذر 1390  توسط علیرضا مزروعی

مرتبه اول عزاداري

در اين مرتبه عزادار فقط در قلب خود از مصيبت وارده بر سيّدالشهدا(ع) غمگين و ناراضي است؛ بدون اينكه غم و نارضايتي خود را معمولاً بروز دهد. اين مرتبه كمترين درجه عزاداري است؛ و پايين تر از آن، مرتبهء دشمنان حضرت است يعني مرتبه اي كه شخص به مصيبت هاي حسيني اگاه شود و ناراحت نگردد و به آن راضي باشد. درباره اين گروه در زيارت وارث چنين مي خوانيم:

لَعَنَ اللهُ اَمَّةً قَتَلَتْكَ وَ لَعَنَ اللهُ اُمّةً سَمِعَتْ بِذلكَ فَرَضِيَتْ بهِ

خداوند لعنت كند امّتي را كه تو را كشتند و به تو ظلم كردند؛ و خداوند لعنت كند امّتي را كه خبر چنين جنايتي را شنيدند و به آن راضي شدند

(مفاتيح الجنان)

كساني كه در مرتبه اول عزاداري هستند، از هر دين و آييني كه باشند به خاطر اندوه قلبي شان براي مصيبت امام حسين(ع) در نزد خداوند از ثواب و پاداشي به تناسب عقيده شان برخوردار مي شوند.

عظمت مقام اهل بيت (عليهم السلام) به قدري است كه كوچكترين كاري كه براي آنها صورت گيرد، با پاداش هاي بزرگي از ناحيه آنها جبران خواهد شد. حال اگر يك كافر هم خدمتي به آنها كند يا ادبي را نسبت به آنها رعايت نمايد، چون شخص كافر در آخرت اهل نجات نيست، پاداش او را در دنيا به او مي دهند و اگر شخص، كوچكترين سنخيت و آمادگي را داشته باشد، چه بسا پاداش اهل بيت(عليهم السلام) موجب هدايت او نيز مي شود.



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 16 آذر 1390  توسط علیرضا مزروعی

motahriيكی از مسائل در مورد نهضت امام حسين عليه السلام اينست كه ماهيت اين‏ نهضت چه بوده است ؟ چون نهضتها هم مانند پديده‏های طبيعی ، ماهيتهای‏ مختلف دارند . اگر بخواهيم نهضتي را بشناسيم و ماهيتش را  به دست آوريم ، ابتدا بايد علل و موجباتی را كه به اين نهضت منتهی شده است بشناسيم ...

 

حادثه عاشورا مانند بسياری از حقايق اين عالم است كه در زمان خودشان آنچنانكه بايد شناخته نمی‏‌شوند . سخن‏ امام حسين كه فرمود : "اسير بسيره جدی و ابی" می‏خواهم سيره‏‌ام سيره جد و پدرم باشد ، يعنی نه سيره ابوبكر ، عمر و عثمان و نه‏ سيره هيچكس ديگر . اينست كه در حادثه عاشورا ، ما در امام حسين ( ع ) جلوه‏‌هايی می‏بينيم كه نشان می‏دهد علاوه بر مسئله امر به معروف و نهی از منكر و مسئله امتناع از بيعت و مسئله اجابت دعوت مردم كوفه ، كارديگری هم هست و آن اينست كه می‏خواست سيره جدش را زنده كند .

در آن زمان ، وسائل ارتباطی نبود . مثلا مردم مدينه نمی‏‌دانستند كه در شام چه می‏‌گذرد . رفت و آمد نيز بسيار كم بود . افرادی هم كه احيانا از مدينه‏ به شام می‏‌رفتند ، از دستگاه يزيد اطلاعی نداشتند . بعد از قضيه امام حسين‏ ، مردم مدينه تعجب كردند كه عجب ! پسر پيغمبر را كشتند . هيئتی را برای‏ تحقيق به شام فرستادند كه چرا امام حسين كشته شد . پس از بازگشت اين‏ هيئت ، مردم پرسيدند : قضيه چه بود؟ گفتند : در يك جمله به‏ شما بگوئيم كه ما در مدتی كه درآنجا بوديم ، دائم می‏‌گفتيم خدايا! نكند از آسمان سنگ ببارد و ما به اين شكل هلاك شويم . و نيز به شما بگوئيم‏ كه ما از نزد كسی می‏‌آييم كه كارش شراب‌خواری و سگ بازی و ميمون بازی است و كارش لهو و لعب است . ديگر حال ، تكليف خودتان را می‏‌دانيد . اين بود كه مدينه قيام كرد ، قيامی خونين و چه افرادی كه بعد از حادثه كربلا به خروش آمدند .تا وقتي امام حسين زنده بود ، چنين سخنانی را می‏‌گفت : " و علی الاسلام السلام‏ اذ قد بليت الامه براع مثل يزيد" ديگر فاتحه اسلام را بخوانيد اگر نگهبانش اين شخص(يزيد) باشد . ولی آنوقت كسی نمی‏‌فهميد . اما وقتی او شهيد شد ، شهادت او دنيای اسلام را تكان داد و تازه افراد بيدار شدند . آنوقت سخن حسين ( ع ) را تصديق كردند و گفتند او آنروز راست می‏‌گفت .




ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 16 آذر 1390  توسط علیرضا مزروعی

 

jamee-shenasi-tahrifat-كتاب « جامعه شناسي تحريفات عاشورا » گزارشي است انتقادي ـ آسيب شناختي به مقتل‌ها، روضه‌ها و ادبيات منظوم در عاشورا. بخش‌هاي تشكيل دهنده‌ي كتاب عبارت‌اند از: "عاشورا و رويكرد جامعه شناختي (نقد و بررسي منابع و مقاتل عاشورايي، تحريف شناسي و فرهنگ عاشورا" و "ادبيات عاشورا در بوته‌ي نقد (عاشورا و ادبيات انقلاب اسلامي)"

كتاب در دو بخش اصلي ، سعي دارد تا نگاهي تازه به آسيب شناسي مقتل ها ، روضه ها و ادبيات منظوم داشته باشد. در بخش نخست اين كتاب نويسنده به مقوله عاشورا و رويكرد جامعه شناختي آن مي پردازد .

در فصل اول اين بخش مشكلات و موانع پژوهش درباره عاشورا، جامعه شناسي تاريخي و عاشورا، نگرش متافيزيكي به عاشورا، مقايسه دو نگاه ثبوتي و اثباتي به عاشورا، شهادت پرستي و تقديس شهادت به عنوان هدف، پارادوكس عاشورا و شفاعت و مسائلي از اين دست را مورد بررسي و تحليل قرار مي دهد.

فصل دوم از بخش نخست كتاب به نقد و بررسي منابع و مقاتل عاشورايي مي پردازد. از عمده ترين مباحث اين فصل مي توان به مواردي چون تاريخ طبري گزارشي مخدوش، مقتل الحسين خوارزمي، ابن خلدون و تحريف عاشورا ، ابن تيميه و استمرار تحريف، روضه الشهداء سرچشمه تحريفات عاشورايي و تحريف در حوزه نقل قول ها از مهم ترين عناوين اين فصل است.

در فصل سوم از بخش نخست كتاب هم تحريف شناسي و فرهنگ عاشورا با مباحثي چون ضرورت غبار روبي از تاريخ عاشورا ، تحريف در تاريخ اسلام و مواردي ديگر را مورد بررسي قرار مي دهد .

نويسنده در بخش دوم كتاب ادبيات عاشورا در بوته نقد را مورد بررسي و تحليل قرار مي دهد. عاشورا در ادبيات فارسي، عاشورا و ادبيات انقلاب اسلامي دو فصل اصلي بخش دوم كتاب “جامعه شناسي تحريفات عاشورا” است.





نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 16 آذر 1390  توسط علیرضا مزروعی

 

dar-parto-azarakhshاين اثر كه در ادامه كتاب آذرخشى ديگر از آسمان كربلا است، به همت دفتر پژوهش‌هاى فرهنگى آماده گرديده و حاصل چهارده مجلس از سخنراني‌هاى استاد در ايام محرم است. انتشارات مؤسسه آموزشى و پژوهشى امام خمينى(رحمه الله) اين كتاب را براي اولين‌بار در بهار 1381 با شمارگان 3000 نسخه به چاپ رسانده است.

استاد در اين سخنراني‌ها براى پاسخ گفتن به شبهات مطرح شده در زمينه معارف و احكام اسلامى، ابتدا بحث‌هايى درباره زمينه‌هاى پيدايش نهضت عاشورا و عبرت‌هاى آن را ارائه مي‌دهند. سپس به طرح مباحثى مي‌پردازند كه درباره آنها شبهات و القائاتى در سطح جامعه ترويج يافته است. حضرت استاد ضمن بيان آشكار اين شبهات، به صورتى قاطع و درخور، به آنها پاسخ مي‌دهند.

مطالب مطرح شده در اين چهارده سخنرانى، در قالب پانزده فصل تنظيم شده است:

از فصل اول تا چهارم، زمينه‌هاى پيدايش نهضت عاشورا كاويده مي‌شود، و در فصل‌هاى پنجم و ششم و هفتم درس‌هايى از نهضت عاشورا ارائه مي‌گردد.

فصل هشتم بحثى است با عنوان «شبهه‌ها، عاملى مهم در گمراهى انسان». در اين فصل، تقويت عقايد دينى، پادزهرى براى پيش‌گيرى از انحراف و شبهه‌زدگى قلمداد مي‌شود. استاد همچنين به برخى شبهات پاسخ مي‌گويند كه نفى ارزش‌ها و اعتقادات دينى را هدف قرار داده‌اند.

در فصل نهم از روش فهم دين سخن به ميان آمده و ضمن آن، روش صحيح فهم دين معرفى شده و برخى شبهات در اين باره پاسخ گرفته است.

فصل دهم در ادامه بحث قبل، به تبيين شبهه تعدد قرائت‌ها در دين پرداخته و پاسخ‌هاى روشنى براى آن ارائه داده است.

در فصل يازدهم، بحث پلوراليسم دينى و شبهه برحق بودن همه اديان مطرح شده و پاسخ قاطع اين شبهه نيز بيان گرديده است.

در فصل دوازدهم از هرمنوتيك و تأويل در متون دينى به منزله شبهه‌اى در راستاى اثبات قرائت‌هاى مختلف از دين بحث مي‌شود و اين شبهه نيز پاسخ مي‌گيرد.

در فصل سيزدهم شبهه ديگرى تحت عنوان «بي‌نيازى انسان مدرن از دين» مطرح مي‌شود و استدلال عقلى و نقلى در تقويت اين شبهه بيان مي‌گردد و در مقام پاسخ به آن، نياز عقل بشرى به راهنمايي‌هاى وحى به اثبات مي‌رسد. در ادامه، مسأله پاسخ‌گويى دين به نيازهاى جديد بشر و نيز مسأله تفاوت نسخ احكام با اجراى احكام حكومتى و ثانوى بررسى مي‌شود.

در فصل چهاردهم با عنوان «وحى؛ كلام خدا يا كلام پيامبر» كلام خدا بودن قرآن و مصونيت آن از تحريف و تغيير به اثبات مي‌رسد.

و در فصل پانزدهم استاد به تبيين و پاسخ شبهه اى در باب عصمت پيامبر(صلى الله عليه وآله) و امامان(عليهم السلام)مي‌پردازند و در پايان به بعضى پرسش‌هاى حاضران پاسخ مي‌دهند.





نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 16 آذر 1390  توسط علیرضا مزروعی
(تعداد کل صفحات:8)      [ 1 ]   [ 2 ]   [ 3 ]   [ 4 ]   [ 5 ]   [ 6 ]   [ 7 ]   [ 8 ]  

.: Weblog Themes By Rasekhoon:.